ایمان صادقخانی ، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد : در این مقاله قصد داریم به بررسی یکی از مهمترین تحولات در عرصه نبرد معاصر بپردازیم؛ نقش فناوری در جنگ تحمیلی سوم در تقابل میان قدرتهای نظامی بزرگ و جمهوری اسلامی ایران. در دهههای گذشته شاهد دگرگونی ماهیت جنگها بودهایم؛ از نبردهای کلاسیک مبتنی بر کمیت نیرو و تجهیزات به سمت جنگهایی که در آنها نوآوری و بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین تعیینکننده پیروزی است. شاید بتوان جنگ تحمیلی سوم را اولین جنگ هوش مصنوعی جهان نامید؛ اما ایران در تقابل با این فناوری از چه راهبردی استفاده کرد؟
گذار از جنگ کلاسیک به جنگ فناورانه و تغییر پارادایم نبرد
در دوران جنگهای کلاسیک، پیروزی عمدتاً به تعداد نفرات انسانی و حجم تجهیزات نظامی گره خورده بود. کشورهای بزرگ دنیا، سرمایهگذاری عظیمی روی توسعه ارتشهای خود از این منظر انجام میدادند. پس از جنگ جهانی دوم، بهخصوص ایالات متحده آمریکا، تمرکز خود را بر توسعه تجهیزات غولپیکر و گرانقیمت معطوف کرد. برای سالها، بزرگی و ارزش مادی تجهیزات نظامی در کنار مؤلفههای سنتی، معیار برتری نظامی کشورها محسوب میشد. با رشد فزاینده فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، جنگ الکترونیک و پهپادها، پای فناوری اطلاعات نهتنها در توسعه تجهیزات، بلکه در خود میدان نبرد نیز باز شد. این تحول، مفهوم جنگ را بهکلی دگرگون کرد.
رویکرد آمریکا در مواجهه با ایران؛ تصور برتری فناورانه راهبرد دفاعی ایران؛ هوشمندی، تجربه و نوآوری در تحریم
رئیسجمهور آمریکا با اتکا به تصور برتری نیروی انسانی و تجهیزات پیشرفته و گرانقیمت خود در کنار بهرهگیری گسترده از فناوری هوش مصنوعی، سیاست تهدید مستقیم نظامی را در پیش گرفت. اولین تجربه در دور جدید ریاستجمهوری او ونزوئلا بود که با موفقیت نسبی همراه شد. با همین تصور ایران نیز مورد تهدید نظامی قرار گرفت، با این گمان که ایران نیز بهسرعت تسلیم خواهد شد؛ اما جمهوری اسلامی ایران با کولهباری از تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و تحمل تحریمهای ظالمانه، خود را برای چنین نبردی آماده کرده بود. باتوجهبه بودجه نظامی بسیار کمتر نسبت به آمریکا، ایران امکان توسعه تجهیزات نظامی بزرگ و گرانقیمت را نداشت؛ اما با اتکا به هوشمندی رهبر فرزانه انقلاب و فرماندهان نظامی، ایران راهبرد «نبرد نامتقارن» را با تمرکز بر فناوریهای مؤثر و کمهزینه بهخصوص توسعه پهپادها پیش برد.
این امر با بهرهگیری از توانمندی نیروهای دانشگاهی و نظامی و تمرکز بر توسعه تجهیزاتی حاصل شد که کشورهای پیشرفته به دلیل تمرکز صرف بر تجهیزات بزرگ و گرانقیمت، توجه چندانی به آنها نکرده بودند. این فناوریها ریشه در تجربه بالای مهندسان ایرانی در دوران جنگ و تحریم داشت؛ دورانی که آموختند برای رسیدن به هدف، ارزانترین و سریعترین روشهای ممکن را با امکانات در دسترس پیاده کنند. این در حالی است که هزینههای بالای جنگندهها و بمبافکنهای غربی، حتی قیمت پهپادهای آنها را نزدیک به جنگندههای پیشرفته میرساند، زیرا تا سالها قیمت بالای یک تجهیز نظامی نیز نشان از برتری بلامنازع آن در میدان نبرد بود. دست برتر ایران در شلیک انبوهی از موشکها چه در خشکی و چه در دریا و همچنین بهرهگیری از پهپادها در مقابله با اهداف نظامی دشمن حتی ناوها و هواپیماهای پیشرفته نشانی از موفقیت این راهبرد در جنگ بوده است. مؤثربودن و اقتصادیبودن فناوری پهپادی ایران آنچنان در جهان مطرح شده است که پیشرفتهترین کشورها اخیراً به سمت آن روی آوردهاند و حتی آمریکا که از منظر تجهیزات و فناوری نظامی در دنیا در جایگاه بالایی قرار دارد، اقدام به کپیکردن پهپاد شاهد ایران نموده است؛ هرچند که در جنگ اخیر نتوانست از این فناوری بهره چندانی ببرد.
تبدیل جنگ به اهرم اقتصادی؛ واکنش دشمن: هدف قرار دادن مراکز علمی و صنعتی
از طرف دیگر یکی از هوشمندانهترین رویکردهای ایران، تبدیل جنگ از یک تقابل صرفاً نظامی به «جنگ نامتقارن از منظر اقتصادی» بود. جوانان غیور این مرزوبوم، با دانش کسب شده در دانشگاههای کشور، توانستند تجهیزات فناورانهای را طراحی کنند که به واسطه آنها، دشمن مجبور است برای مقابله با پهپادهای 20 الی 50 هزار دلاری، از موشکهای گرانقیمت 4 میلیون دلاری سامانه پاتریوت استفاده کند. بر اساس تخمینهای منتشرشده، این جنگ بهطور متوسط روزانه نزدیک به یک میلیارد دلار برای دشمن هزینه در برداشته است. این مسئله باعث میشد هر روز که به جنگ افزوده میشد، دشمن متحمل ضرر اقتصادی بسیار بیشتری شود و همچنین قسمت قابلتوجهی از ذخایر نظامی راهبردی خود را نیز از دست بدهد و از آن طرف به اهداف تعیینشده خود نیز نرسد. این واقعیت در روزهای پایانی پیش از آتشبس در عصبانیت مقامات آمریکایی در توییتها و نشستهای مطبوعاتی بهخوبی مشاهده شد.
دشمن تلاش کرد تا ضعف در برابر قدرت فناورانه و کمهزینه ایران را با هدف قرار دادن دانشگاهها، پارکهای علموفناوری و صنایع کشور که محل پرورش نخبگان و توسعه ذهنهای خلاقند، جبران کند و بهنوعی انتقام شکستهای خود در میدان را بگیرد؛ اما نتیجه این اقدامات نهتنها تضعیف روحیه، بلکه افزایش علاقه جوانان تحصیلکرده برای مشارکت در پیشرفت کشور و توسعه فناوری شده است.
درسآموزی و توسعه مستمر؛ پایش دادههای جنگ
نکته حائز اهمیت دیگر، سرعت بالای دانشمندان ایرانی در بهرهگیری از بازخوردهای جنگ 12 روزه در خردادماه بود. نقاط ضعف تجهیزات و سامانههای نظامی همچون توانایی رادارگریزی و دقت اصابت با سرعت زیادی شناسایی و بهبود بخشیده شد که این امر در طول جنگ تحمیلی سوم نیز ادامه داشت. نتیجه این امر، در رهگیری موفق پهپادهای گرانقیمت و حتی اصابت به جنگندههای پیشرفته دشمن توسط سامانههای پدافند بومی خود را نشان داد. بدون شک هماکنون نیز این عزیزان در حال پایش و پردازش دادههای جنگ اخیر و همچنین مطالعه روی تجهیزات نظامی سالم بهدست آمده از دشمن و یا قطعات بهجامانده از آنها برای بهبود تواناییهای نظامی کشور هستند. اگر دشمن بخواهد مجدداً اشتباهی مرتکب شود، قطعاً از منظر نظامی آسیب بسیار بیشتری خواهد دید.
افق آینده؛ نیاز به تقویت فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی
جنگ اخیر نشان داد در عصر فناوری، «هزینه اثربخشی» مهمتر از «قدرت آتش خام» است؛ فناوری دیگر تنها یک ابزار کمکی در میدان نبرد نیست، بلکه بهخودیخود یک عرصه نبرد و یک عامل تعیینکننده در پیروزی یا شکست است. ایران با وجود کمبود ماهواره و ابررایانه، توانست با خلاقیت مهندسی و جنگ نامتقارن اقتصادی، بازدارندگی خود را حفظ کند و در مقابل قدرتهای برتر فناوری، راهبردهای مؤثری را به کار گیرد و نبرد را به سمت اهداف خود سوق دهد. این تجربه، سرمشق ارزشمندی برای توسعه و پیشرفتهای آتی کشور در تمامی عرصهها، بهویژه در حوزه فناوریهای دفاعی و اطلاعاتی خواهد بود. با وجود تمام موفقیتها، باید اذعان داشت که در حوزه فناوریهای ارتباطی و ماهوارهای و امنیت آنها و همچنین جمعآوری و پردازش دادههای کلان با بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی و رایانههای پیشرفته نیازمند تلاش و سرمایهگذاری بیشتری هستیم. این حوزهها ستون فقرات جنگهای آینده خواهند بود.

